چند هایکوی میتــــراییکـ !
در این چند کار سعی کردم از رویکرد حسی –آنی و امپرسیون فاصله بگیرم
و به بازخوانی و بازسرایی حافظه ملی تاریخی ایرانی درژانر هایکو وسن ریو و کوتاه
نویسی
با رعایت تقریبی مانیفیستهای هایکونویسی بپردازم ،تصاویر را عموما دیده ام چه الان
چه برخی را سالهای دورو بازنویسی کرده ام
می دانم چنین تجاربی سخت وخطرکردن است از
گریز مخاطب عموما عام تااتهام عدم اهمیت مطلق به مخاطب و دوری مخاطب دنبال حس و
سادگی وایراداساتید معظم و عزیزمعتقد به قواعدوچهارچوبهای سنتی هایکونویسی تا خطر در
ورطه شعارزدگی افتادن یا اشارات دور وخودنمایی وسایر اتهام ها...
به هر جهت اینها اولین تجارب من است در
بازآفرینی مفهوم "ایرانیت " و بازخوانی حافظه ملی تاریخی وتوجه به
نمادهاو اسطوره های ایرانی در ژانر هایکو ضمن اینکه در ژانر شعرزنده یاد سیروس
رادمنش عزیزوحلقه ی میترائیک شاعران خوزستان وحتا سیاوش کسرائی قبلن بکار برده
اندو می برند.در ژانر هایکو نیز قبلن یک هایکوی درخشان تخت جمشید ازیکی از دوستان
وبلاگی خوانده ام که عالی بودو شاید اولین کاری بوده که در این زمینه خوانده ام.
اینکه
در این تجربه موفق شوم یا خیر گذشت زمان و راهنمائی ها ی شما و اراده ی نویسنده
نشان می دهد.
نقدونظر شما می تواند راه گشا باشد.
محسن نظارت
نوعی زیستن است